بدون تو

مهتاب و ابرهای گرفته در سکوت شبها قدم می زنن

تا دل گرفته من خزان و همهمه روزهای رفته را فراموش کند

افسوس ُ صد افسوس که من اینجا اسیرم ....

اسیر آرزوهای محال 

راهی ندارم

غمگین  ِ غمگینم

تا روزی دوباره رویایت را ببینم

ساعتهای سردم بر شاخسار نحیف حوصله سنگینی دنیاست

فرصتی برای شکستن هست یا جبران ؟


فاطمه یاقوت فام

http://photomaryam3902.persiangig.com/image/mm.jpg

 

آخرین برگ ِ  تو بازی

  صحنه ی ِ وقوع جرمه

جای ِ شلیک ِ گلوله 

 وسط شیشه ی سرمه


آخرین برگ ِ تو بازی

پوکه ی ِ خالیه تیر ِ

اثر ِ انگشتِ مجرم

 وقتی هفتیرُ می گیره

 

http://www.picbaran.com/files/qorwiw1w5768fjf2e2nv.jpg

 

 

همین که نفس  میکشی  بهت مبتلا تر می شوم



  • 2 بند از کارهای قدیمیم بود ...
  • از سکوت خوشم میاد 


 

نوشته شده در یکشنبه ٥ دی ۱۳۸٩ساعت ۱:٠٧ ‎ق.ظ توسط عارف بحرانی نظرات ()


 Design By : Pichak